۱۳۸۹ مرداد ۱۵, جمعه

مطالبی در مورد روستای خانقاه



 روستای خانقاه

روستاي خانقاه در 2 کيلومتري جنوب غربي پاوه و رو به کوه آتشگاه قرار دارد. اين روستا که با فضاي سبز و درخت محصور شده است در گذشته مقر حکومتي سلطان اورامان جنوبي بود. گروههاي ضد انقلاب روستاي خانقاه را به دليل موقعيت جغرافيايي و وضعيت طبيعي مناسبش، يکي از پايگاههاي خود در منطقه قرار داده بودند و به آن «مهابادچه» (مهاباد کوچک) مي گفتند. اين روستا با تلاش رزمندگان در دي 1358 پاکسازي شد که پس از پاکسازي چند بار مورد حمله توپخانه و هواپيماهاي عراقي قرار گرفت. در دوران پاکسازي و جنگ 11 تن از ساکنان اين روستا به شهادت رسيدند. خانقاه يا خانگاه کلمه اي است مرکب از خانه ـــ وـــ گاه ـــ مانند منزلگاه به معناي مکان سکونت مشايخ و دراويش و اهل تصوف و خانه اي يا محلي که اين گروه در آن به سر برند و به عبادت و ذکر و فکر بپردازند . صاحبدلي ز مدرسه آمد به خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طريق را (سعدي ) حرف (ن) در کلمه خانقاه به کسر و فتح هردو آمده است. درباره روستاي خانقاه در لغت نامه دهخدا آمده است : « خانقاه دهي است از دهستان اورامان لهون ، بخش پاوه شهرستان سنندج [1] وافع در 3 هزار گزي جنوب باختري پاوه و 2هزار گزي خاور راه اتومبيل رو پاوه به روانسر. ناحيه اي است کوهستاني و سردسير داراي 750تن سکنه که سني مذهبند و به زبان کردي و فارسي [2] تکلم مي کنند . از رودخانه شمشير و چشمه مشروب مي شود ، محصولاتش غلات و انواع ميوه ها لبنيات و عسل است . اهالي به کشاورزي و گله داري و مکاري [3] اشتغال دارند.راه مالرو[4]مي باشد ». در ايران حدود 34 روستا به نام خانقاه وجود دارد . پيدايش روستا در زمينه چگونگي پيدايش يا تا سيس روستا آنچه که مي توان بدان پرداخت و مستند به سند است اين است که به حدودهشت صد سال پيش برميگردد بنابراين مي توان قدمت خانقاه را تا اين حدود در نظر گرفت و اين زمان مصادف است با نزول اجلال امامزاده بزرگواري به نام شيخ عثمان مشهور به باباغازي و ملقب به رشادالدين . اين بزرگوار به سيد غازي بکر نيز مشهور بوده است . ايشان از قريه عريض واقع در حجاز عربســتان( نزديک مدينه منوره )به سال 701هجري قمري به اصفهان آمده و بعد از مدتي به منطقه اي در سرپل ذهاب که بعدابه نام قلعه غازي[5] مشهور گشت و اکنون دهستان بزرگي است ، تشريف برده و بعد از آن به خانقاه آمده است. پسر امامزاده بابا غازي به نا م سيد حسين ملقب به بهاء ا لدين مرقد مطهرش در کنار پدرش بابا غازي و در مرکز روستاست . پسر امام زاده سيد حسين به نام بابا شيخ حسن ملقب به تاج الدين که نوه بابا غازي است بارگاهش در تپه اي واقع در شمال خانقاه مي باشد که زيارتگاه علاقمندان و مريدان است . مردم روزهاي چهارشنبه براي برآورده شدن حاجات خو د به آرامگاه اين بزرگوار مراجعه مي نمايند . درباره کرامات اين امامزاده عامه مردم مواردي رابيان مي دارند و در اسناد و شجره هاي معتبره هم مواردي ذکر شده است . سادات خانقاه عموما به باباشيخ حسن خانقاه انتساب نسب دارند و از سادات حسيني مي باشند. اسناد و شجره هاي معتبره ي موجود اين انتساب نسب را دقيقا مشخص کرده است. در زمينه ي مسکوني بودن خانقاه قبل از بابا غازي تاکنون هيچگونه سند معتبري به دست نيامده است. وجه تسميه خانقا ماندگار شدن اين بزرگواران موجب پيدايش جمعيت و کثرت آن در اين محل شده و چون اين بزرگواران بيشتر به رازو نيازو عبادت و ذکر و فکر پرداخته اند و در واقع با هدف اصلي ارشاد و هدايت مردم و رهبري ديني مسلمانان به اين ديار هجرت فرموده اند بي شک مريدان و مخلصان و همراهان آنان نيز اهل عبادت و ذکر و فکر بوده اند ودر کنار آن بزرگواران و در محلي به نام خانقاه تجمع يافته و مراسم ديني را انجام داده اند و بدين ترتيب نام خانقاه بر محل زندگي آنان تعميم يافته که اين نام همچنان پابرجاست. به اعقاب و نوادگان اين امامزاده ها در خانقاه سيد گفته مي شود. براساس شجره هاي موجود باباغازي نسبش به امام علي عريضي مي رسد که از فرزندان امام جعفر صادق است و پس از ايشان به ترتيب امام محمد باقرــ امام زين العابدين ــ امام حسين ــ امام علي و فاطمه زهرا و حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين مي با شند. وضعيت فرهنگي و اجتماعي در زمينه وضعيت فرهنگي و اجتماعي خانقاه به اختصار مي توان گفت : خانقاه از ابتداي تاسيس مرکز علم ودين و صنعت بوده و اگر چه در زمينه صنعتي و کشاورزي تا حدودي افت يافته ولي پيشرفت علم ودين همچنان سير صعودي را مي پيمايد . از گذشته هاي دور و تاکنون توجه ويژه به علم و مراکز علمي و علاقه به دين و مراکز ديني وجود داشته و دارد و ثمره ي آن وجود علما و فضلا و شعراي برجسته اي است که هرچند اثر چنداني از آنان باقي نيست اما از نمونه هاي کمي که در دست است مي توان به عنوان نمونه خروار استفاده نمود. علما و ادباي زيادي از نقاط مختلف خود را مفتخر به آن مي دانند که مدتي را در خدمت علماي خانقاه کسب فيض نموده اند . در حال حاضر نيز عده اي با مدارج علمي عالي دانشگاهي از اهالي خانقاه د ر سطح کشور مشغول کسب علم مي با شند. مهندسين و پزشکان فارغ التحصيل خانقاهي نيز کم نيستند . همچنين اشتغال در سطوح عالي ادارات و ارگانها ( مدير کلي و ..)و در دانشگاهها (به عنوان استاد در حال تدريس ) از جمله افتخارات علمي خانقاه به شمار ميرود[6] . در خانقاه بيسواد کم است و با توجه به شدت علاقه اهالي آموزشگاه هاي مختلف از پيش دبستاني تا دبيرستان در اين روستا فعا ل است . در مدرسه ي علوم ديني روستا[7] طلاب خواهر و برادر به تحصيل علوم ديني مشغولند . براي انجام فرايض ديني در خانقاه مسجد جامع حضرت بابا شيخ حسن و مسجد النبي(ص)و خانقاه مرحوم حاج شيخ سيد محمد نجيب اشرافي فعال است . در اين روستا اهالي توجه ويژه اي به رعا يت بهداشت فردي و عمومي دارند[8]. ضمنا در خانقاه از برنامه هاي شبکه هاي سيما که قبل از انقلاب با احداث رله تقويتي در سال 1354 شروع گرديد هم اکنون استفاده مطلوب مي شود ولي متاسفانه برنامه هاي شبکه استاني زاگرس در قسمت کمي از روستا قابل استفاده است. همچنين استفاده از تلفن خودکار از اوايل انقلاب در خانقاه شروع شده است. وضعيت انساني و جغرافيايي و آب و هوا اهالي خانقاه که جمعيت آن به 2000 نفر مي رسد به زبان کردي (بيشتر اورامي )تکلم مي نمايند و شافعي مذهب هستند . از نظر وضعيت جغرافيايي مي توان گفت خانقاه در گذشته جنگلي انبوه داشته با چشمه هاي فراوان و درختان مثمر خودرو و از آن جمله مي توان به درختان بلوط ـ گردو ـ گلابي ـ انجيرـ انگورـ انارو هم خانواده هاي اين درختان اشاره نمود با گسترش روستا جنگل عقب نشيني نمود و اين عقب نشيني هم چنان ادامه دارد . هر چند که مسئولين محلي از بيست سال قبل تاکنون در زمينه ي احياء جنگل تلاش بي وقفه اي داشته و دارند اما با توجه به ميزان تخريب فعاليتها اندک مي نماياند. از نظر آب و هوا خانقاه چون در بين کوههاي شاهکوه با ارتفاع 3490 متر از سطح دريا و آتشگاه[9] با ارتفاع 2500متر قرار گرفته و کوهپايه اي است آب و هواي آن در زمستان سرد و در بهار و تابستان معتدل و فرحبخش است. ارتفاع قلل کوههاي اطراف موجب شده تا در طول سا ل برف در آن قله ها باقي بـماند و چشمه هاي جاري فراواني در منطقه ودر خانقاه به صورت ثقلي به همين علت در تمام ســال جاري است که از اين موهبت الهي محل بهره ي لازم را برده است. شيب شمالي مراتع خانقاه باعث کثرت چشمه هاي در آن است . در مراتع جنوبي و غربي روستا چشمه هاي زيادي وجود دارد که از آن جمله مي توان از چشمه هاي همروله ، هانه شيخ حسن ، هه رزه لو و گارا نام برد . ميزان بارش نزولات آسماني در گذشته بسيار زيا د بود و تا حدود 750 ميليمتر در سا ل مي رسيد . ارتفاع برف گاهي در کوچه ها واطراف روستا به بيش از 3 متر با لغ مي شد وحتي شد ت بارش برف گاهي کوچه ها را مسدود مي کرد . تغييرات جوي چند سال اخير و کمي بارش نزولات آسماني متاسفانه منطقه سرسبز و خرم گذشته را کم کم مي آزارد و دل هر انسان طبيعت دوستي را غمگين مي سازد . بارش مفيد در پايان سال 1380 وابتداي سال 1381رمق تازه اي بعد از 3سال خشکسالي(سالهاي 78 تا80 ) به تن سوخته ي طبيعت بخشيد و در حال حاضر که سال 84 است با بارش مناسبي که در زمستان وجود آن مايه ي خوشحالي مردم گشته اميد سا ل پر برکتي را داريم . اکنون همه ي چشمه ها جاري و در دره ي شمشير و پاوه آب فراواني در جريان است. در صورتيکه بارش مناسبي در بهار داشته باشيم سرسبزي مراتع و جنگلهاي منطقه تماشايي خواهد بود . صنايع دستي و ساير مشاغل و و ضعيت اقتصادي گرچه اکثر مردم به شغل باغداري و گله داري علاقمندند ولي چند سالي است به دليل اشتغال به کارهاي ديگر از جمله امور اداري و عدم بازدهي مناسب باغات به علت سنتي بودن آنها واخيرا وجود آفات و سرما زدگي و چند سالي خشکسالي کار باغداري رونق خود را از دست داده و تخريب جنگلها و مراتع و چراي بي رويه موجب تضعيف دامداري شده و اکنون متاسفانه روستا از اين بابت بسيار ضعيف مي باشد . کارهاي جنبي که از ناحيه باغداري و دامداري ايجاد مي گرديد و درآمد مناسبي را براي عده اي از مردم به دنبال داشت با رکود آن از رونق افتاده است . صنايع دستي در روستاي خانقاه که مواد اوليه آن از ناحيه دامداري و باغداري به دست مي آمد و موجب چرخش سالم سرمايه در روستا مي شد به فراموشي سپرده شده و از بعضي از صنايع دستي فقط نامي باقي مانده است. در گذشته بيشتر اوقات فراغت اهالي در فصل پاييز و زمستان با اين کارها سپري مي شد . قبلا در اين روستا چند کارگاه نمد مالي و جاجيم وسجاده و قالي بافي وجود داشت که مواد اوليه اين کارگاهها مانند پشم و مو و تخم مرغ و گياهان مورد استفاده در رنگرزي در محل تامين مي شد . کفاشي محلي وبافتن گيوه محلي (کلاش) نيز با توجه به نياز مردم و وجود مواد اوليه آن در محل مرسوم بود . باغداران مازاد ميوه باغات خود را به صورت خشکبار و تره بار به مناطقي مانند روانسر و سرپل ذهاب و کرندغرب و ثلاث باباجاني و ... با قاطر و اسب مي بردند و در اين مناطق گندم خيز به صورت مبادله کالا به کالا به فروش مي رساندند و گندم وجو (غلات) و نيز بقولات دريافت مي کردند. خانقاه از گذشته هاي دور به علت اينکه مرکز تبادل کالا بوده کسبه آن فعا ل بوده اند و از روستاهاي اطراف براي خريد مايحتاج و... به اين روستا که از ساير روستاهاآباد تر بوده مراجعه داشته اند که موجبات رونق اقتصادي خانقاه را در بر داشته است ولي با توجه به ايجاد ارتباط جاده اي بين روستاها به تدريج کسبه هايي در هر روستا ظهور نموده وکسبه خانقاه بازارشان کم کم از رونق افتاد و اکنون يا در خارج روستا به فعاليت اقتصادي مشغولند يا به نسبت نياز روستا در بعد ضعيف تري فعاليت مي نمايند. تاسيس شرکت تعاوني مصرف روستايي در سال 1352 در خانقاه نيز مقداري از بازار محل را به خود اختصاص داد.



















هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر